بايد محلهمحوري را مبتني بر مسجد تعريف کرد

خانم مينو اصلاني؛ رئيس بسيج زنان کشور است. او در گفتگو با «نامه شورا» با نگاه به جايگاه تاريخي مساجد در ميان مسلمين، از راهکارهاي ارتقاء ظرفيتهاي اجتماعي اين نهاد ميگويد.
لطفا براي آغاز گفتگو از ظرفيتهاي مختلف مساجد در دورههاي گوناگون تاريخي بگوييد.
بسم الله الرحمن الرحيم. مساجد در تاريخ اسلام يک جايگاه بسيار ويژه، رفيع داشته است و مأمني براي همگرايي و ايجاد وحدت بين مسلمانان و رد و بدل کردن اطلاعات و موضوعات در حوزه مسائل سياسي اسلام بوده است. از همان دوران، مساجد اين جايگاه قابل مشاهده است. به ويژه قبل از انقلاب اسلامي که حضرت امام(ره) عميقترين و مردميترين حرکت را بر مبناي اسلام ناب شکل دادند، مسجد را به عنوان پايگاه اين پيامرساني و هماهنگيهاي پس از آن انتخاب کردند و بسيار بجا، دقيق و بنيادي اين کار انجام گرفت چرا که مساجد در دل محلهها هستند و در تمام مسائل و آنچه که در اطراف يک مسجد ميگذرد، به نوعي مسجد محوريت دارد. بعد از انقلاب کارکرد مسجد به لحاظ ضرورتي که وجود داشت، در واقع يک تلفيقي از تربيت انسان و حل مشکلات اجتماعي بود، اين کارکرد ذاتي مسجد بود که در اين دوره هم افزايش پيدا کرد يعني تلفيقي از توجه به مسائل دنيوي و اخروي. شايد مسجد را بتوان مکاني در نظر گرفت که هم آن جنبههاي تربيتي، معنوي و عبادت را دربر دارد و هم از طرفي رسيدگي به امور مردم و مشکلاتشان را در بر ميگيرد.
جالب است بدانيد فردي يک کار تحقيقي را انجام داده است - فکر ميکنم کار يک محقق اروپايي بوده است- درباره اينکه چرا ميزان افسردگي زنان در کشور ما پايين است عليرغم اينکه به زعم آنها تعداد زنان شاغل در کشور ما کم است. چون برداشت آنها اين است که اگر زني شاغل باشد دچار مسائل افسردگي و مانند اينها نميشود. خب اين واقعا يک تحليل خيلي غلط از ديد آنهاست. بررسي کرده بودند که ميزان مشاغل رسمي که زنان در کشور ما دارند پايين است اما چرا ميزان افسردگي آنها خيلي پايين است و سال به سال اميد به زندگي در اينها بيشتر ميشود؟ بعد به اين نتيجه رسيده بود که چون خانمها در مساجد و مجالس مذهبي زياد حضور پيدا ميکنند همين باعث ميشود که با در کنار هم بودن، هم مشکلاتشان را رفع کنند و هم ابتهاج روحي و معنوي برايشان حاصل ميشود. در واقع بحث و بررسي درباره مشکلاتشان باعث ميشود که آن مسائل و مشکلات در دلشان عقده نشود که در نهايت هم منجر به مشکلات روحي رواني شود بلکه در عين اينکه بسيار در اين مجالس داراي اتحاد روحي و سلامت روحي هستند از لحاظ جسمي نيز براي آنها بسيار خوب است. خود اين حضور در مساجد باعث شده که اينها به اين مسائل دچار نشوند.
شما به يکسري از کارکردهاي مساجد اشاره فرموديد که هم مسائل اجتماعي را در نظر دارد و هم در کنار آن بعد عبادي و سياسي. يکي ديگر از کارکردهايي که بعد از انقلاب هم بيشتر بر روي آن تمرکز شده است، بحث تربيت است. در اين بحث تربيت يک ساختار جديدي را به عنوان يک کارکرد مدرن در مساجد ايجاد شده به نام مهد مسجد. درباره ضرورتهاي اين نهاد بفرماييد که به چه صورت است و به چه نحوي ميخواهد پيش برود؟
همانطور که فرموديد بحث کارکرد تربيتي مساجد تا الان نيز اتفاق افتاده است. يعني همين که فرزندان در کنار پدر و مادر به مسجد ميروند و يا نوجوانان و جواناني که امروز حضور خيلي خوبي در مساجد به ويژه در پايگاههاي بسيج دارند. و اينکه فکر ميکنم که بالغ بر 30،40 هزار مسجد وجود دارد که بسيج در آنها فعاليت دارد و همين باعث شده که حضور جوانان و نوجوانان خيلي پررنگ شود و مسجد کارکردهاي تربيتي نيز پيدا کند. ما شايد از 5-6 سال پيش به اين طرف بحث بسيج نونهالان را مطرح کرديم. اينکه نونهالان بايد يک حضور جديتري را در مساجد داشته باشند. ابتدائا در غالب حلقههاي صالحين بود. چون ما در بسيج يک حلقههاي تربيتي داريم که از خردسال و نونهال شروع ميشود تا به سمت بزرگسال و ميانسال يعني نوجوان، جوان، بزرگسال و ميانسال. حلقههاي بسيج نونهال ما به اين شکل بوده که وقتي مادران ميآمدند و در پايگاههاي بسيج حضور پيدا ميکردند ما در کنار مادران يک حلقههاي تربيتي تشکيل داده بوديم که يک مربي با ويژگيهاي مربي که بتواند با کودک ارتباط برقرار کند اين عزيزان را با شعر و نقاشي و... دور هم جمع ميکرد و تلاش ميکرد که آنها به آن فضاي مسجد علاقمند شوند و مايل باشند که دوباره با مادرانشان حضور پيدا کنند و خود اين خيلي اتفاق خوبي بود. رفته رفته ما ديديم که ما ميتوانيم براي سنين بالاتر مثلا 3-4 سال هم يک مقدار برنامههاي جديتري داشته باشيم؛ با توجه به اينکه اينها الان آمادگي براي پذيرش بعضي از مسائل اجتماعي را دارند. مخصوصا با پيشرفت اطلاعات و ارتباطات به هر حال اين مسائل شامل بچهها هم شده است. لذا براي اينکه اين ارتباط حفظ شود و بچهها ضمن اينکه از فضاي معنوي مسجد بهره ميبرند، يکسري فعاليتهاي گروهي هم داشته باشند، لذا مهد مساجد را پيشبيني کرديم. بعد به اين رسيديم که از فضاي مسجد ميشود براي پيشدبستان هم استفاده کرد. ما الان سه نوع کارکرد تربيتي را در مساجد، قبل از دبستان داريم: يکسري حلقههاي نونهالان هستند که بچهها با مادرانشان حضور پيدا ميکنند و در اين حلقهها هستند و با مادر به منزل برميگردند. يکسري کودکان 4 يا 5 سال داريم که براي اينها مهدمساجد را تشکيل دادهايم که اينها در اين مهدمساجد قصههاي مختلف برگرفته از تعاليم اسلام و آشنايي با فعاليتهاي بسيج در حدي که بتوانند درک بکنند و بازيهايي که بشود در يک مسجد انجام داد را داشته باشند. البته ما در مهدمساجد بچهها را بيرون هم ميبريم. يعني با حمايت مادران، فرزندان را بعضا به پارکي که نزديک مسجد هست ميبريم و در واقع اينها حضور دارند. بخش بعدي فعاليتهاي تربيتي ما در مساجد، تشکيل مهدهاي قرآني پيشدبستاني است که اين خيلي جدي است. براي اين کار ما تفاهمنامهاي را هم با آموزش پرورش داشتهايم. به هر حال الان بحث پيشدبستاني يک بحث بسيارجدي است و آموزش پرورش هم خيلي استقبال کرده از اينکه ما بتوانيم بخشي از علاقمندان را در اين حوزه سازماندهي کنيم و پيش ببريم. الان ما حدود2500 مهد قرآني پيشدبستاني داريم. پيشدبستاني ما تمام محتوايش مبتني بر قرآن کريم است. قصه و شعرها و بحثهاي مهارتي که ما داريم به نوعي بهره گيري از قرآن کريم هست. در واقع ثقل آموزشهاي پيشدبستاني ما بر مبناي قرآن کريم است. حتي کاردستيهاي ما مبتني بر داستانهاي قرآني است. داستانهاي قرآني تعريف ميشود و بر مبناي آن کاردستي درست ميشود.
پس ماهيت آموزشي و تربيتي که مد نظر داريد بر مبناي مباحث ديني است؟
بله. صد در صد. هم نونهالان و هم بسيج مهد مسجد و هم پيشدبستاني قرآني.
با توجه به فعاليتهايي که انجام داديد و سعي کردهايد که نسل کودک و نونهال فعلي را به سمت مسجد ترغيب بفرماييد، اين افق را هم در نظر داريد که چگونه اين افراد را در سنين بالاتر هم در مسجد نگاه داريد؟
تمايل مردم، خانوادهها و پدران و مادران به سمت مسجد خيلي زياد است. يعني ما نمونههاي زيادي داريم که خانوادههايي که شايد به ظاهر به نظر برسد که مقيد به مباحث اعتقادي، حالا حداقل در ظاهر به لحاظ حجاب و عفاف و مانند اينها، نيستند اما با التماس ميآيند و فرزندان خود را در اين مهدهاي پيشدبستاني قرآني ما ثبت نام ميکنند. اين يک فرصت طلايي براي همه ما و مسئولين است که مردم اين تمايل را دارند.
مساجد ما از نظر ساختاري و فيزيکي دو بخش دارند: يک بخش مسجد، بخش شبستان و نماز و اينهاست که حالا جوانان و نوجوانان بر اساس اعتقادشان ممکن است بيايند يا نيايند. اما يک بخش فيزيکي و نمايي است که مساجد دارند و به لحاظ بافت بسيار قديميشان ممکن است جذابيتي براي حضور نوجوانان و جوانان نداشته باشند. خب بايد روي اين فکر شود. خيلي از مساجد ما بافت قديمي دارند که جايي براي حضور نوجوانان و جوانان براي فعاليتهاي مختلف آموزشي و ورزشي و... وجود ندارد. به لحاظ ساختاري هم ما مشکلاتي داريم که متوليان مساجد و همان دستاندرکاران مساجد آن مهارت و آن توانمندي لازم را براي جذب نوجوانان و جوانان ندارند يا اساسا شايد به نوعي کارکردهاي مختلف مسجد را برنميتابند. يعني يک بحث ساختاري اينچنيني هم دارد که يک ساختار فکري خاصي بعضا در برخي مساجد حاکم است که به جز کارکردهاي عبادي و برگزاري مراسمهاي مذهبي و نمازهاي جماعت و... شايد خيلي توجهي به ساير کارکردهاي مسجد ندارند. خب اين احتياج به کار و فرهنگسازي دارد. حتي احتياج به اين دارد که آموزشهايي براي کساني که دستاندرکار هستند قرار داده بشود. درست است که اين افراد خير هستند و خودشان به لحاظ اعتقادي ميخواهند مساجدي را برپا کنند اما خوب است که حتي براي اين افراد بسيار ارزشمند هم، يک نوع آموزشهايي پيشبيني شود که کارکردهاي مختلف مسجد از همان ابتداي تأسيس براي کارگزاران و خيرين و کساني که مساجد را بر پا ميکنند جا بيفتد و اين در واقع شايد پيشذهنيتي که خيليها هنوز دارند و فکر ميکنند که مساجد جاي اين طور کارهاي مثلا ورزشي يا ديگر فعاليتهاي اجتماعي نيست، تغيير بکند. اگر واقعا اين تغيير اتفاق بيفتد به نظر من مسجد بهترين مکان است. شما ببينيد ما پايگاههاي بسيج زيادي داريم که يک بخشي از مسجد را مثلا يک تشک ورزشي انداختهاند و به خاطر همان بخش ورزش، چقدر خانوادهها مايلند که فرزندشان به جاي اينکه برود يک باشگاه خصوصي که معلوم نيست چه اتفاقاتي آنجا ميافتد، فرزندش را همين جا بفرستد و واقعا ما بارها شاهد حضور خانوادهها و درخواست و نيازشان بودهايم که عنوان ميکنند که خيلي تمايل داريم که بچه ما با مسجد به اردو بروند. بحثهاي اردويي خيلي بايد در مساجد جدي گرفته شود. من ديدهام بعضي از مساجد خدمات اينترنتي و رايانهاي هم ارائه ميدهند. ببينيد اصلا خود اين رفت و آمد در مساجد برکت دارد. کسي که قدم در مسجد بگذارد خداوند به هر حال به او عنايت بيشتري دارد و خيلي جاها به گونهاي از طرف خداوند کمک و ياري ميشود. لذا ميخواهم بگويم بخش اعظمي از اين که برخي خانوادهها يا جوانان به مسجد نميروند شايد به خاطر درست عمل نکردن ما به عنوان مسئولين و دستاندرکاران و متوليان بوده است که اين زمينه را فراهم نکردهايم. وقتي که ما محلهمحور باشيم، نگين محله مسجد است. حالا نه اينکه تنها متوليان و دستاندرکاران مسجد را عرض کنم حتي متوليان و تصميمگيران و سياستگذاران کلان کشور را هم عرض ميکنم که وقتي ميآيند افق شهرها را تعيين ميکنند محلهها در آن گم ميشود. اساسا از قديم هم حتي در کشور خودمان محلهها هميشه يک حافظاني داشته است. خب اين بافت به هم خورد و نميتوانيم انتظار داشته باشيم که پليس در چند محله يک پايگاه داشته باشد و بتواند همه را کمک بکند، به مردم ياري برساند و با افراد سودجو مقابله کند. اما وقتي ما در سياستگذاريهاي کلان، محلهمحور باشيم و قطب اين محله را هم مسجد قرار دهيم، قطعا اين تاثير و تأثر خودش را نشان ميدهد و باعث ميشود که مردم بيشتر به مسجد روي بياورند و حضور بهتري داشته باشند. مخصوصا اگر تنوع فعاليتهاي مسجد منطبق با توجه به نيازهاي امروز قشر جوان اعم از نيازهاي علمي، فکري، اجتماعي، فيزيکي و تحصيلي و... باشد.
در گذشته چنين بوده که خيلي از نهادهاي اجتماعي در کنار مساجد بنا ميشدند. از از نهادهاي اقتصادي مثل بازار تا نهاد آموزش مثل حوزه علميه و... آيا طرح پيشدبستاني نگاهي به اين گذشته دارد و چقدر از اين تجربه ميتوانيم در ديگر نهادهاي آموزشي استفاده کنيم؟
واقعا اين را ميخواهم بگويم که اين ظرفيت در مساجد ما وجود دارد که ما بتوانيم پيشدبستاني را در مساجد گسترش دهيم. اين آمادگي را هم بسيج دارد و اين درخواست را هم مردم دارند. عرض کردم ما الان 2500 پيشدبستاني قرآني در مساجد داريم، حالا امسال انشاءالله هزارتا هم به آن اضافه ميشود و بنا داريم که انشاءالله در آخر سال به 3500 برسانيم. اگرچه خيلي از مساجد ما بافت قديمي دارند و يک مقدار مشکلاتي را ايجاد ميکند اما حالا خيلي از مساجد هم دست به تعميرات زدهاند و بازسازي کردهاند. جداي از اين بحث، من به نظرم ميآيد که مساجد اين قابليت و اين ظرفيت را دارند که تمام بحثهاي پيشدبستاني در مساجد انجام بگيرد. چون وقتي آن دل و فکر و ذهن کودکان ما با مساجد عجين شود و آن زيباييها و آن لحظات خوش زندگيشان و آن بازيهاي دستهجمعي و شعرهاي کودکانه در کنار آن جايگاه رفيع مسجد و آن معنويت مسجد و آن صداي اذاني که زنده پخش ميشود، بگذرد، قطعا اين بچهها در برابر خيلي از هجمههاي فرهنگي دشمن مصون ميشوند و اين را به خانواده هم منتقل ميکنند. در حوزه پيشدبستاني من فکر ميکنم که اگر واقعا يک همتي صورت بگيرد اين امکان وجود دارد که همه دست به دست هم بدهند و کمک کنند. ما هم اين آمادگي را داريم که مهدهاي قرآني پيشدبستاني را افزايش و گسترش دهيم و کار کنيم. ضمن اينکه وقتي کتابهاي پيشدبستاني را مشاهده بفرماييد در آن تمام موضوعاتي که حالا علم امروز هم اذعان ميکند، وجود دارد. ما بر مبناي اصول علمي پيش ميرويم. يعني ما از تمام اصول علمياي که ميتواند بر روي فرزندانمان انجام شود و مغايرتي هم با آموزههاي ديني ندارد، بهره ميبريم. از فعاليتهاي گروهي و اجتماعي بر مبناي روانشناسي بهره ميبريم. همه کتابهايي که ما چاپ کردهايم بخشهاي مهارتي دارد. ميخواهم بگويم براي تدوين آن يک کار کاملا علمي و يک اتاق فکر بسيار قوي از صاحبنظران حوزه کودک شکل گرفته است. بنابراين من اعتقادم اين هست که اين کار ميتواند اتفاق بيفتد. از طرف ديگر وقتي ميبينيد در هر محلهاي چند مدرسه و مسجد هست اگر ساختار آموزش و پرورش هم به گونهاي شکل بگيرد که مباحث تربيتي مدارس هم به مسجد گره بخورد ميتواند بسيار موثر باشد. يعني شايد ما نتوانيم تمام مدارس را درست نعل به نعل و ديوار به ديوار مسجد بسازيم اما اين اتفاق خيلي زيبا ميتواند رخ دهد. خب ميدانيد در سيستم آموزش و پرورش ما الان فقط ساختارهاي آموزشي داريم؛ از مهد کودک بگيريد تا پيشدبستاني و دبستان تا تحصيلات تکميلي. ما نظام تربيتي نداريم چون اين نظام آموزشي ما برگرفته از غرب بوده و به همان شکل هم آمده و پياده شده و بعد هم دو سه تا کتاب ديني و... هم به آن اضافه شده است. اما واقعا يک ساختار تربيتي مبتني بر فطرت و آموزههاي ديني و حتي مبتني بر تفاوتها در ساختار آموزش و پرورش ما پيش بيني نشده است. ما در کتابهايمان حتي آن حديثي که ميخواهيم براي دختران بخوانيم و آن مهارتي که ميخواهيم به دختران آموزش بدهيم با پسران تفاوت ميگذاريم. يعني در بحثهاي کلان تربيتي هيچ تفاوتي ندارد اما ما در بحثهاي مهارتهاي اجتماعي و نقشهايي که اينها در آينده ميخواهند براي جامعه ايفاء کنند آرام آرام و به شکل خيلي منطقي و قابل قبول براي ذهن کودک و نونهال اين را تفاوت قائل ميشويم و حتي به پدر مادرها هم آموزش ميدهيم. حتي يک بحثي که ما در کنار اين مهدهاي مساجد و مهدهاي قرآني داريم اين است که ما عمدتا پدرها و مادرها را تقويت و حمايت ميکنيم که بتوانند فرزندانشان را قرآني و ديني بار بياورند. يعني حتي به آنها هم يادآور ميشويم که رفتارتان در بخشي از موضوعات مربوط به دختر و پسرتان بايد متفاوت باشد. چون نظام آموزشي ما بحث تفاوتها را به هيچوجه لحاظ نميکند.
به عنوان سوال آخر، چه انتظاري از شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان يک نهاد بالادستي براي ارتقا عملکرد و ظرفيت مساجد داريد؟
جايگاه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان بالاترين نهادي که در حوزه مسائل فرهنگي، هم کارشناس هستند و هم اختيارات و هم الزامات لازم را براي تحولات فرهنگي دارد خيلي مهم است و قطعا بيشترين انتظار هم در زمينه فرهنگسازي از آنها هست. اگر چه اين موضوع بسيار اساسي ديرهنگام است اما به نظرم خيلي جا دارد و الان شايد آن نياز خيلي بيشتر شده است. شما ببينيد الان چقدر مساجد دارد ساخته ميشود و خيرين همچنان اعتقاد به ساخت مساجد دارند و مردم استقبال ميکند. ميخواهم بگويم که اين پيوند الحمدالله بين مردم و مسجد وجود دارد اما در ساختارهاي رسمي خيلي شايد بها داده نميشود. مثلا شهرداريها بيايند اساس بافت شهري را بر مبناي محلهمحور مبتني بر مسجد تعريف بکنند. شوراي عالي انقلاب فرهنگي ميتواند اين را پيگيري و مطالبه بکند. در مورد مدارس همينطور، آن خلأ نظام تربيتي در سيستمهاي رسمي را، بيايند در سيستمهاي مسجد مرتفع کنند. يک بخش از فعاليتهاي مدرسه را با مسجد ترکيب و تلفيق کنند. مثلا در بحث ورزش ببينيد؛ الان حوزه ورزش ما چقدر با مسجد ارتباط دارد؟ ورزشکارهاي ما بسيار متدين هستند و خودشان معمولا در هيئتها و مساجد بزرگ ميشوند. اما اينکه مثلا ساختار رسمي ورزش ما چقدر به مسجد ارتباط دارد و اگر يک مسجد در محوريت ورزشگاهها باشد چقدر اين ارتباط تقويت ميشود. تمرکز بسياري از اين اقدامات قطعا جايگاهش در شوراست و من هم صميميانه تشکر ميکنم. البته اينکه ميگويم ديرهنگام است، نه الان بلکه مدت زيادي است که شوراي عالي راجع به اين مسئله کار کرده است. قطعا ميدانم که در طرح مهندسي فرهنگي کشور به اين موضوع پرداخته شده است. اما خب اين رفت و آمدها، بحث و گفتگوها و ميزگردهاي علمي در اين خصوص از طرف شوراي عالي انقلاب فرهنگي خيلي تأثير دارد و ميتواند خيلي فرهنگسازي را تقويت کند و انشاءالله ما شاهد اين باشيم که اين پايگاه بسيار عميقي که در دل تمام مردم و تودههاي مختلف جا دارد آن جايگاه واقعي خودش را هم در آن ساختارهاي رسمي پيدا کند و انشاء الله اين پيوند هر چه عميقتر برقرار شود.
تاریخ خبر:31تیر94
منبع: شوراي عالي انقلاب فرهنگي
N951/U0/S6,/C8/T1